روش های تدریس (معلم، خلاقیت و استعداد)

ریال1,000,000

 روش های تدریس معلم محور با بهره گیری از خلاقیت و استعداد دانش آموزان

بررسی ارتباط بین انواع روش های تدریس با محوریت معلم و توسعه خلاقیت و استعداد دانش آموزان

تعداد صفحات : 95 صفحه 

فرمت فایل : Word , Pdf

توضیحات

آگاهي از فرايند تدريس و شناخت شاگردان ، نخستين نيازي است كه هر معلم كار آموز بايد احساس كند . معلم بايد قادر باشد با شناخت شاگردانش ، محتواي آموزشي را تا حد امكان بر اساس نيازهاي آنان انتخاب كند و با در نظر گرفتن توانايي هاي ايشان به ايجاد وضعيت مطلوب آموزشي احتمام ورزد . او بايد ضمن مفاهگري لازم بين ويژگي هاي فردي و فعاليت هاي آموزشي ، آموزش و يادگيري را براي آنان به صورت تجربه اي ، شيرين و لذت بخش درآورد . در فعاليت آموزشي با توجه به پيشرفت علوم فنون معلمين در فرايند آموزشي تنها انتقال واقعيت هاي علمي نيست بلكه بايد موقعيت مطلوب يادگيري را فراهم كنند كه معلم در روشهاي تدريس فعال بايد به دانش آموزان چگونه انديشيدن و آموختن را بياموزد ، بنابراين عده زيادي از متخصصان تعليم و تربيت ، تدريس را فراهم آوردن موقعيتي كه يادگيري را براي شاگردان آسان مي كند تعريف كردند تدريس يك فعاليت آگاهانه براساس هدف خاصي است كه بر پايه وضع شناختن شاگردان انجام مي گيرد و موجب تغيير در آنان مي شود.تدريس مفاهيم مختلف را در بر مي گيرد مانند نگرش ها ، گرايش ها ، باورها ، عادتها و شيوه هاي رفتاري بطور كلي انواع تغييراتي كه مي خواهيم در شاگردان ، ايجاد كنيم . پس روش هاي تدريس فعال (دانش آموز محور) بايد متناسب با اصول آموزش و پرورش ، خصوصيات شاگردان انتخاب شود زيرا وظيفه اساسي معلم فقط درس داده و پس گرفتن درست نيست ، بلكه مهمترين وظيفه معلم همكاري ، راهنايي ، تشويق يكايك شاگردان براي رسيدن به هدفهاي مطلوب تعليم و تربيت و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان است . لذا بايد كيفيت كه تأثير ارزشيابي پيشرفت تحصيلي در ارتقاء بهره وري و بهبود اثر بخش نظام سيستم در تربيت اجتناب پذير است .

بنابراین اتخاذ سیاست ها وتنظیم برنامه های آموزشی مبتنی بر رشد خلاقیت فکری و عملی یادگیرندگان باید از اهم الویت های نظام آموزشی کشورهای مذکور مثل کشور ما باشد.

      برخي كودكان به خاطر راهنمائي و تشويق والدين و معلم هايشان ، قدرت خلاقه خود را بسط وتكامل        مي بخشند و برخي ديگر در حاليكه همان قدرت خلاقه را دارند از اين تكامل محروم مي مانند (رواندوست ، 1364، ص 45). علماي تعليم و تربيت به يقين دريافته اند كه اثرات منفي آموزش تحميلي بسته و يكنواخت در مدارس در حدي است كه استعدادها و قدرتها را از بين مي برد . نقش مدرسه به هيچ وجه اين نيست كه نوارهاي ضبط صوت توليد كند ، بلكه بزرگترين وظيفه آن پرورش و توسعه قدرت تفكر ، خلاقيت و مهارتهاي يادگيري در انسان است (خمارلو، 1370، ص 7). بنابراين مهارتهاي تفكر خلاق بايد به عنوان مهم ترين مهارتهاي سازگاري و قابليت انطباق شناخته شود . چنين مهارتهائي بايد براي مواد درسي مدارس ، خانواده ها ، صنعت و سايرموسسات ، اساسي و ضروري تلقي گردد( تورنس ، 1979 ، ص 24). کلیات رئوس برنامه های آموزشی و مفاد درسی در نظام آموزشی کشورمان تقریبا به صورتی تنظیم شده است که عمدتا از قبل همه پاسخ ها و روش ها ی حل مسائل مشخص بوده  و نقش معلم  و دانش آموز نیز براساس الگوهای معین تدریس وآموزش تعیین شده است  بنابراین فرصت  بروز خلاقیت براي دانش آموزان و معلمین یا وجود ندارد و یا  اعتنای کافی به آن  نمی شود . حتی ممکن است در برخی شرائط ، بروز پاسخ ها و عملکردهاي خلاقانه دانش آموزان توسط معلمین ، والدین و اولیاء مدارس سرکوب نیز بشود. درنظام آموزشی ما که نهایتا دانش آموزان با نمره عددی مورد ارزیابی قرار گرفته ، آزمون وامتحان اساس ارزيابي پيشرفت تحصيلي محسوب می شود رشد خلاقيت چندان جدي گرفته نمي شود در حالیکه اصولا می بایست آموزش براساس رشد خلاقیت جایگزین آن باشد .  اصل بیست و پنجم کلیات نظام آموزش و پرورش مصوب شورای تغییر بنیادی آموزش و پرورش كشورمان    (1367) تصریح دارد ” در تدوین و اجرای برنامه های آموزشی و پرورشی باید از شیوه هایی استفاده شود که توان تفکر ، تحلیل ، ابتکار ، خلاقیت ، نقد و تحقیق را تقویت کند و زمینه خودآموزی آنان را فراهم نماید “. براساس چنين ضرورتهايي است كه اداره كل خاصي در ارتباط با رشد خلاقيت دانش آموزان در سيستم وزارت آموزش و پرورش پيش بيني شده است. بنابراین توجه به خلاقیت و نوآوری در سازمانهای آموزشی جزو رسالتهای اصلی بوده و اهمیت مضاعفی دارد.

فهرست مطالب

شاید شما این را نیز دوست داشته باشید…