تاثیر انگیزه توفیق طبی بر عملکرد کارکنان

ریال950,000

بررسی رابطه بین انگیزه توفیق طبی و عملکرد کارکنان شرکت 

تاثیر انگيزه توفيق طلبي بر  اشتياق فرد به  سخت کوشي، رقابت جويي، مسئوليت پذيري و هدفمداري

تعداد صفحات: 95 صفحه

فرمت فایل: PDF , Word

توضیحات

 انگيزه توفيق طلبي؛مککللند معتقد است انگيزه موفقيت ميتواند به عنوان اشتياق فرد براي کسب استانداردهاي ايده آل در انجام امور محوله و يا توفيق در موقعيتهاي رقابتي توصيف ميشود. در مورد انگیزهء توفیق طلبی تعاریف زیادی است ویلدر انگیزهء توفیق طلبی،میل و اشتیاق یا تلاش و کوششی  می داند  که‌ فرد برای دستیابی به یک هدف با تسلط بر اشیاء،امور،افراد،اندیشه‌ها،و یا یک معیار متعالی،از خود ابراز می‌دارد. مطالعات مک کللند  نشان ميدهد افراد توفيق طلب گرايش دارند با کار معارضه جويانه و در موقعيت رقابتي برانگيخته شوند، اين امر سبب ميگردد عملکرد  قابل توجهي داشته باشند. عملکرد افراد، مجموع رفتارهايي است که افراد در ارتباط با شغل از خود بروز ميدهند. شواهد نشان ميدهد بين انگيزه توفيقطلبي و عملکرد رابطه مستقيم وجود دارد، بدينمعني که افراد با موقعيت شغلي ممتاز، در انگيزه موفقيت بالاتر ازحد متوسط قرار داشته اند. آنان در پي اهدافي بر ميآيند که به مقدار کوشش و تلاش اضافي نياز داشته باشد و هميشه خواهان آنند کارها را بصورتي بهتر و کارايي بالاتر انجام دهند، به بازخور از کارشان علاقهمندند، آنها در هر شغل و يا سازماني موفق عمل نميکنند بلکه در مشاغلي که ارزيابي با معيارهاي عيني و ضابطه مند انجام ميشود توفيق بيشتري کسب ميکنند زيرا از انجام وظيفه فقط به خاطر نفس انجام آن لذت ميبرند، انجام کار به گونه احسن براي آنها پاداشهاي دروني و رضايتمندي را در پي دارد، به همين دليل از سطح سلامت رواني بالاتري برخوردارند. موهير و کلايبر نشان دادند که آن دسته افراد که توفيق طلبي آنها زياد است غالبا به سوي فعاليتهاي که داراي ويژگيهايي چون رقابت و تسلط هستند کشيده ميشوند همين امر زمينه ساز رشد و توسعه خواهد شد. مشکلي که اينجا مطرح ميشود اين است که چرا کارکنان در سازمانها داراي عملکرد متفاوت و اکثرا عملکرد ضعيفي هستند؟ اتکينسون و مک کللند معتقدند تفاوت در عملکرد افراد انگيزه توفيق طلبي آنان است، بطور کلي تمامي صاحبنظران در اين امر توافق دارند که يکي از عوامل اساسي پيشرفت و موفقيت در کار، انگيزه ميباشد. توجه به عامل انگيزه، شناخت، پيش بيني و جهت دهي عملکرد در کار از متغيرهاي غير قابل انکار است. واضح است هرگاه کارکنان براي يادگيري، پيشرفت گرايي، خودانگيختگي از انگيزه دروني برخوردار نباشند اين کمبودها يا کاستيهاي انگيزشي عملکرد را به گونه اي نيرومند دستخوش افت، کاستي و کاهش خواهد ساخت، و از آنجا که شکوفا نمودن و به فعاليت رساندن همه استعدادها، مسستلزم شناسايي و پي بردن به کم و کيف آنها است تا در رفتار و عملکرد آنان دگرگوني پديد آيد در غير اين صورت بازده همه سرمايه گذاريها و هزينه ها بر باد خواهد رفت.

 

شاید شما این را نیز دوست داشته باشید…