خانه / آموزش و پژوهش / هوش معنوي-هیجانی و رضایت از زندگی

هوش معنوي-هیجانی و رضایت از زندگی

انسان و زندگى مفاهیمى هستند که هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند. زندگى، جزء جدایى ناپذیر انسان است و هیچ راه فرارى از آن نیست. بنابراین، انسان تا هست باید زندگى کند. به بیان دیگر، انسان میان دو راهى زندگى و عدم زندگى قرار ندارد بلکه بدون تردید زندگى باید کرد؛ اما میتوان پرسید: زندگى گوارا و لذتّبخش، کدام است؟ بشر در جستجوى خوشبختى است و در پى آن است که به زندگى رضایت مندانه دست یابد و هیچ کس نیست که بخواهد زندگىِ همراه با نارضایتى داشته باشد. رضایت مندى، بستر موفقیت و کامیابى است و هیچ انسان موفّقى نیست که از هنر «رضایت از زندگى»برخوردار نباشد. بدون رضایتمندى، امکان پیشرفت و موفقیت وجود ندارد. انسانهاى موفقّ کسانى هستند که از زندگى خود لذتمی برند. بنابراین رضایتمندى از زندگى، یکى از رازهاى ناشناخته در زندگى انسانهاى موفقّ است. زندگى موفق، زندگی اى است که توأم با رضایت و خرسندى باشد. اگر زندگى بستر تکامل است، رضایتمندى هم شرط موفقیت در زندگى بوده و کسانى میتوانندبه تکامل بیندیشند که با زندگى خود مشکل نداشته باشند. البته بایستی به این نکته توجه داشتکه میان «مشکل داشتن در زندگى»با «مشکل داشتن با زندگى »تفاوت وجود دارد. همه انسانها در زندگى مشکل دارند؛ اما انسان موفق، کسى است که با زندگی اش مشکل نداشته باشد و این یعنى رضایت از زندگى .

به طور کلی، انسان باید یاد بگیرد که در اوج ناکامی امیدش را حفظ کرده و با تمام توان تلاش کند تا بر مشکلاتش غلبه کند و از زندگی خود لذت ببرد. همچنین انسان بایستی با تفکرات زیباي خودش زندگی زیبایی براي خود بسازد که این امر با یافتن معنایی براي زندگی امکان پذیر است، زیرا معناى زندگى، جاودانه، پایدار وفنا ناپذیر است در حالی که مواد زندگی، تغییرپذیر و نابود شدنى است.

به نظر می رسد که هوش معنوي و هوش هیجانی شاخصهاي خوبی براي معنی زندگی باشند. در واقع از آغاز مطالعه ي هوش، غالباً بر جنبه هاي شناختی آن نظیر حافظه، حل مسأله و تفکر تأکید شده است، در حالی که امروزه نه تنها جنبه هاي غیر شناختی هوش یعنی تواناییهاي عاطفی، هیجانی، شخصیتی و اجتماعی نیز مورد توجه قرار میگیرند، بلکه به جنبه هاي شناختی هوش در پیشبینی توانایی فرد براي موفقیت و سازگاري در  زندگی نیز توجه می شود.

هوش هیجانی در واقع یک هوش غیرشناختی ست که از نظر تاریخ ریشه در مفهوم هوش اجتماعی دارد و براي اولین بار توسط ثرندایک(1920 ) مطرح شده است. به عقیده ثرندایک، هوش هیجانی توانایی مهم مدیریت انسانها براي عمل به شیوهاي خردمندانه در روابط انسانی است.هوش هیجانی، توانایی انجام استدلال صحیح متمرکز بر هیجانها و توانایی استفاده از هیجانها و دانش هیجانی در وسعت بخشیدن به نظام فکري استو داراي چهار مؤلفه دریافت صحیح و دقیق هیجان، فهم هیجان، تنظیم هیجان و بهره وري از هیجان است.

هوش دیگري به غیر از هوش هیجانی وجود دارد که عده اي از صاحب نظران آن را هوش معنوي نامیده اند. هوش معنوي برخلاف هوش هیجانی که در پستانداران دیده می شود، فقط براي انسان مطرح است. با استفاده از هوش معنوي می توان میل و قابلیت فرد را براي رسیدن به مقصود و ارزش رشد داد. هوش معنوي به فرد اجازه می دهد که توان رویارویی با این قابلیت ها را داشته باشد و براي رسیدن به این قابلیتها سخت تلاش کند. هوش معنوي زیربناي باورهاي فرد را تشکیل می دهد و همچنین نقشی که این باورها و ارزشها در کنشهاي فرد داشته و به زندگی وي شکل می دهند، در هوش معنوي متبلور می شود هوش معنوي به دلیل پیوندش با معنا، می تواند به فرد توان تغییر و تحول بدهد. همچنین هوش معنوي می تواند به فرد کمک کند تا با هیجانات موجود در زندگی خود، احساس رضایت و شادکامی را داشته باشد.

بررسی نقش دو عامل هوش معنوي و هوش هیجانی با رضایت از زندگی
x

همچنین ببینید

تاثیرکشت و صنعت هفت تپه بر رشد و توسعه پایدار

بررسی تاثیر شرکت کشت و صنعت هفت تپه بر رشد و توسعه پایدار روستایی شهرستان شوش

WhatsApp chat