خانه » آموزش و پژوهش » شوش شهری به قدمت تاریخ
شوش شهری به قدمت تاریخ
دشت شوشان

شوش شهری به قدمت تاریخ

تپه های شوش نشان دهندۀ آثار بازمانده از دورۀ استقراری هستند که عملاً اسکان در آن، بدون وقفه از آغاز هزارۀ چهارم قبل از میلاد تا قرن ۱۳ میلادی ادامه داشته است. وسعت، تنوع آثار و استمرار دوره های تمدنی در تپه های شوش از یک سو و موقعیت ویژه آن در پهنۀ دشت شوشان  از سوی دیگر، امکان مطالعات گسترده و عمیقی را در حوزۀ فرهنگ و تمدن ایران فراهم می اورد.

دشت خوزستان، در رهگذر پیشرفت تمدن بشر، به عنوان یکی از مهمترین و پیشروترین کانونهای تجمع انسانی محسوب می شود. آثار و بقایای بر جای مانده از فعالیت عظیم و دامنه دار اجتماعات اولیه این دشت، امروزه به صورت تپه های باستانی متعدد در نقاط مختلف پراکنده شده اند. آثار و شواهد باستان شناسی که در اثر مطالعات و کاوشهای یک قرن گذشته از دشت شوشان و تپه های آن به دست آمده است، حاکی از آن است که دشت شوشان از هزارۀ هشتم پیش از میلاد مسیح برای زندگی و سکونت کشاورزان مورد استفاده قرار می گرفت.

هزاره پنجم قبل از میلاد تا پیدایش شوش

وسعت بیکران دشت رسوبی خوزستان، در منطقۀ کوهپایه های زاگرس در شمال تپه های دزفول و تپه های هفت تپه و در میان کرخه و کارون، از یک سو و قابلیت حاصلخیزی خاک و وفور آب در دشت شوشان، از سویی دیگر، موجب جلب اجتماعات اولیه شد. استقرارهای اولیه، به زودی نتایج موثری در نحوه زندگانی بشر بوجود آورده و پس از آن دشت شوشان شاهد بوجود آمدن تمدنهای باستانی پیشرفته ای در پهنای وسیع خود شد.

شکل گیری این تمدنها از جوامع روستایی آغاز گردید که، در محدودۀ فرهنگی شوشان، در هزاره های پنجم و ششم قبل از میلاد روشهای اهلی کردن حیوانات و فنونی را در این منطقه رایج ساختند که به عنوان اساس کشاورزی تا هزارۀ اول قبل از میلاد باقی ماند. این جوامع، حتی قبل از هزارۀ چهارم قبل از میلاد و تاسیس شوش، اولین گام ها را در راه نظام طبقه بندی اجتماعی برداشتند.

زندگی و اسکان در این دشت در هزارۀ چهارم قبل از میلاد همراه با مالکیت مشترک کشاورزی- دامداری کاملاً شکل گرفته بود. هر مجتمع می بایست یک یا چندین واحد مسکونی را برای سکونت خانواده های گسترش یافته کرده باشد. مسئله مسکن ظاهراً جوابگوی هیچ گونه طرح ویژۀ بخصوصی نبود، به استثنای بخش مرکزی دشت که در آن شبکه تاسیسات و قرارگاه ها صورت فشرده تری به خود گرفته، روستاها دست کم پنج کیلومتر از یکدیگر فاصله داشتند.

در سراسر نیمۀ نخستین هزارۀ پنجم قبل از میلاد سیمای کلی پراکندگی و توزیع، تحولی چشمگیر نمی یابد. به نظر می رسد که در شمال غربی دشت، برخی از اجتماعات، دسته دسته مهاجرت کرده و پراکنده شده اند. اما همچنان بخش مرکزی، به صورت ناحیه ای با بیشترین تراکم جمعیت باقی می ماند. به نظر نمی رسد که نحوۀ پراکندگی تاسیسات و قرارگاه ها به امکانات و تسهیلات از نظر آبادی بستگی داشته باشد، بلکه بیشتر ناشی از وجود منابعی چون مرتع، چراگاه، مواد قابل سوخت و نقاط دارای آب بوده است.

این اجتماعات اولیه که بنابر طبیعت و نحوۀ زندگی خود، مبتنی بر اقتصاد کشاورزی و گله داری،در وجوه مختلف زندگی پیشرفت کرده بود، برای نظام اجتماع و روابط بین افراد به اصول خاصی دست یافتند. به تدریج شبکه و بافتی از مبادلات در سطح اجتماعی پدید آمد که مستلزم اشکال جدید استقرار و زندگی اجتماعی بود. بدین ترتیب مراکزی شکل گرفتند که در آنها معابد به عنوان مهمترین بناها و کاهنان به عنوان مورد اعتمادترین  افراد بر نحوۀ زندگی انسانها و مبادلات و ارتباطات تجاری آنها نظارت داشتند. بنابر شواهد و مدارک باستان شناسی، این مراکز به تدریج علاوه بر مرکزیت مذهبی به صورت مراکز نگهداری مازاد محصولات درآمده، وسعت و اهمیت بیشتری یافتند و نقش موثری را در امور تجاری و اجتماعی نخستین شکل این مراکز دردشت شوشان، چغامیش است که در حدود ۴۵۰۰ سال قبل از میلاد وسعتی بین یازده تا هجده هکتار داشت.

در طول هزارۀ پنجم تا چهارم قبل از میلاد دشت شوشان پوشیده از روستاها گشت. این دهکده ها از خانه هایی تشکیل شده بودند که در مجموع، بیشتر خانواده های اصلی را به معنای هستۀ مرکزی خانواده، در خود پناه می دادند، تا خانواده را در مفهوم وسیع آن به صورت گسترده ( قوم و قبیله ای). این وضعیت تا دورۀ بعدی، یعنی در دو قرن آخر هزارۀ پنجم قبل از میلاد ادامه میابد. پس از متروک شدن مرکز بزرگ اجتماعی چغامیش، در یکی از بخش هایی که تا آن زمان هیچگونه دورۀ اسکان را به خود ندیده بود، شوش به وسعت ۱۵ هکتار در مغرب دشت شوشان، پایه گذاری می شود. نخست به صورت دهکده ای ساده که هیچ گونه وجه تمایز و تفاوت با تاسیسات همسایه خود نداشته اما پس از آن خیلی زود به صورت مرکزی در می آیدکه در آن، در نزدیکی یک قبرستان مهم، بنای یادبود عظیمی ساخته می شود. این بنای یادبود در مرکز شوش، ساختمان و سکوی بسیار بزرگی از خشت بود که حدود پنجاه هزار متر مکعب حجم داشت. در اطراف آن ساختمانهای دیگری که احتمالاً معابد یا محل زندگی کاهنان بوده، وجود داشته و در قبرستان مجاور آن بیش از هزار قبر خشتی قرار داشته اند.

دربارۀ وضعیت شوش دشت شوشان در این زمان، دو دیدگاه عمومی وجود دارد:

  • سازمان اجتماعی دشت شوشان فاقد حاکمیت سیاسی مرکزی بوده و در اصل دارای دهکده های خود مختار است.
  • شوش که وسیعترین محوطه دردشت بود، تجمعات انسانی را تحت نظارت داشته و اداره می کرد.

در دیدگاه اول شوشان جامعه ای با رسم و آیین مذهبی است که اصول آن، بر پایۀ توافق متقابل سازمان یافته از دهکده های خود مختار، با یکدیگر تماس و ارتباط داشتند در حالی که دیدگاه دوم به وجود دولتی مرکزی و قدرتمند اعتقاد دارد که قدرت تصمیم گیری در دست افراد متعلق به جامعه موروثی حدود ۱۱ هکتار(بسیار بیش از ۲ هکتار مرسوم سایر دهکده ها) و شوش با عمارت های بزرگ که حاکی از اقتدار، توانمندی و فعالیتهای ممتاز ویژه آن است.

ظهور و پیدایش دو تودۀ بزرگ جمعیتی چغامیش و شوش، موجب بر انگیختن دگرگونیهای عمیقی در نحوۀ پراکندگی دهکده ها و در نتیجه در جوامع شد. در مقابل با نا پدید شدن و از بین رفتن تعدادی دیگر از این دهکده ها، گروه های اجتماعی زیادی در درون ناحیه ای که تا آن زمان ظاهراً از جمعیت کمی برخوردار بوده متمرکز شدند و شوش در بخشی از این مجموعه شکل گرفت که نسبت به نزدیکترین قرارگاه ها و تاسیسات انسانی دارای مرکزیتی قابل توجه شد.

 شوش در دوره های اوروک مقدم، میانه و متاخر

در اوایل هزارۀ چهارم قبل از میلاد به نظر می رسد آشوبهایی از طرف غرب، منطقۀ بین النهرین، آرامش اجتماع آرام دشت شوشان را بر هم می زند. در این دورۀ که تحت عنوان کهن ترین دورۀ اوروکنامگذاری شده است، مجموعۀ زیستی تنها درنقاط محدودی از آکروپل شوش وجود داشته که وسعت آن تا حدود ۵۰ هکتار تقلیل یافته است. در این دوران مرکزیت حاکم و مسلط در دشت، از بین رفته و چهار مرکز پراکنده با وسعتی یکسان و حتی محوطه های روستایی کوچکتر پیدا شده است. در پایان دورۀ اوروک مقدم، اسکان و اشغال در شوش، تمامی آکروپل را فرا می گیرد. در نزدیک منتهی الیه شمالی آکروپل، ساختمانی وسیع که شاید به بازرسی بر انبار غله مربوط می شد، هر چند که شوش مجدداً وسعت یافته و به صورت قدرت مرکزی و حاکمی در آمد، اما حکوکت آن به تمامیت کامل دست نیافته و وسعت دامنۀ بازرسی و نظارت آن تنها بر نواحی پیرامونی بود در دورۀ اوروک میانه سازمان و تشکیلات منطقه، به طور کلی دچار دگرگونی و تغییر شکل می شود تشکیلات حکومتی گسترش می یابد و روابط تجاری در دشت شوشان و بین النهرین بیشتر می شود. شوش با توسعۀ بخش وسیعی از پایین شهر به سوی شرق آکروپل، تا حدود ۲۵ هکتار گسترش می یابد. درشهر های فرعی کوچکتر ابوفندوا و نیز استادانه تر معماری از نوع غیر مسکونی در بخش های بالاتر وجود دارد.

در پایان دورۀ اوروک متاخر، با وجود شکوفایی روابط از نظر سیاسی و اقتصادی بین شوشان و بین النهرین، آشکار است دولت شوشان در اثر اختلافات و تصادمات بین شوش و ابوفندوا از یک طرف و با چغامیش از طرف دیگر متلاشی و تجزیه شده و شوشان پرجمعیت پیشین به صورت یک ناحیه مرزی گسترده و خالی از سکنه بین قدرتهای شرق و غرب در می آید.

سیر تحول شهر

داده های تاریخی و باستان شناسی در قاطعیت بخشیدن به این امر که بافت کالبدی شوش در طی هزاره های متوالی، چهار تپه آپادانا، آکروپل، شهر صنعت گران و شهر شاهی را با هم یا به تفکیک می پوشانده با یکدیگر هماهنگی ندارند. تفکیک و دسته بندی محوطۀ باستانی شوش به چهار بخش مذکور- که از زمان دیولافوا چنین نامگذاری شده اند، و بررسی سیر تحول آنها در طول تاریخ حیاط شهر شوش به تفکیک و در ارتباط با هم، محور اصلی تحلیل بافت کالبدی شوش می گردد.

شوش در دوران پیش از تاریخ، اوروک و عهد ایلامیان

طبق یافته های حاصل از کاوش های باستان شناسی، هر یک از چهار بخش اصلی محوطۀ باستانی شوش ( مشتمل بر تپه (آپادانا، آکروپل، شهر صنعت گران و شهر شاهی) در دوران های مختلف عصر ایلامی تحت اشغال و سکونت بوده اند. وجود ارتباط بین این بخش ها و نحوۀ این ارتباط از نقطه نظر مشخصات کالبدی یا شرایط اجتماعی نامعین بوده و مستلزم تحقیقات و مطالعات بیشتر می باشد. اما آنچه تا کنون مشخص شده است، دستیابی به قدیمی ترین لایۀ سکونت و اشغال تپه اکروپل می باشد. وجود معابد متعدد در لایه های تپۀ آکروپل حاکی از توجه عموم پادشاهان ایلامی به احداث یا تعمیر معابد جهت نگهداری مجسمۀ خدایان می باشد که عمدتاً تپۀ آکروپل را بدین منظور انتخاب می کردند. از اولین اکتشافات شوش در قرن ۱۹ میلادی، سنگ نبشته ها و اشیایی حاکی از توجه زیاد شاهان به مسائل مذهبی بدست آمده است. این شور مذهبی که بی تاثیر از اهداف سیاسی نبود، بخصوص در آثار ایلامی میانه دیده می شود. در این زمان بسیاری از بناها و معابد قدیمی تر بازسازی و بناهای جدیدی ساخته شدند.

 شوش در عصر هخامنشی

 اطلاعات و یافته از بافت شهری دوره ی هخامنشی محدود است گرچه کاخ هخامنشی و روش دفاعی شهر شاهی می تواند تجسمی از موقعیت عمومی و جمعیت آن بدست دهد ، ولی سازمان و تشکیلات درونی و معماری مسکونی آن ، حتی با وجود کاوشهای گسترده ی گیرشمن در شهر شاهی و یا پژوهشهایی در شهر صنعتگران ،به دلیل یافته های اندک باستان شناسی نا مشخص است . این عمر پرسشها و مسائلی را در مورد چگونگی و ماهیت اشغال شوش در دوره ی هخامنشی در خارج از بناهای سلطنتی مطرح می کند در حالی که در دوره های پیش و پس از آن مفهوم و تعبیر زندگی شهرنشینی در یک شبکه انبوه از بناهای ساختمانی بازتاب یافته بود ، دوره هخامنشی شوش ظاهراً با یک نقش و کمبود معماری مشخص شده است که می توان برای آن تنها از طریق تصور یک روش و طریقه زندگی مطابق با اقتصادی وابسته به زندگی شبانی که تحرک جمعیتی را به همراه داشته توضیحی قائل شد.

این امر شاهد در شوش ، در بخشی از سال در مساکن ساده جریان داشته و کوچ نشینی در هنگام بهار تا پاییز به سوی  دشت فارس

و منطقه تخت جمشید انجام می پذیرفته است. دلیل این وضعیت کوچ نشینی شاید مقدم بر دوره هخامنشی باشد که بر اثر تجزیه و فروپاشی اقتصاد ایلام به دنبال ویرانی شهر به دست آشور بانی پال مسبب شرایط نیمه کوچ نشینی ساکنان آن شده بود.

این شرایط تا زمان داریوش اول ادامه می یابد تا آنکه وی به دلایل سوق الجیشی و سیاسی شوش را به عنوان یکی از پایتخت های خود برمیگزیند . معماران داریوش با دقت بسیار به طرح ریزی دوباره و تغییر شکل تپه قدیمی که مکان شهر ایلامی بود،پرداخته و به آن در حدود بزرگ و اصلی اش از نظر نقشه برداری شکل و ساختاری بخشیدند که تا به امروز حفظ شده است.

آنها پس از عقب راندن مردم بومی به سوی حومه های شرقی شهر ،از برجستگی تپه برفراز دشت شوش بهره برداری کرده و نظیر یک تپه طبیعی ، یک خندق عریض و گشاد در اطراف آن ایجاد کردند این خندق که از آب رودخانه شاوور سیرآب می شده است،شهر پایین را از بلندترین بخش تپه که بعدها شهر شاهی را با مساحتی بالغ بر۱۰۰هکتار تشکیل می داده جدا می ساخته است. محل استقرار شاه و درباریان که بدین ترتیب شکل گرفته خود متشکل از سه بخش عمده بوده است:

  • آپادانا : کاخ و مقر حکومتی بر روی صفه ای چهارگوش که به طور مصنوعی بالا آورده شده بود و مساحتی حدود ۱۵ هکتار را می پوشاند.
  • شهر شاهی : محله ی مسکونی در حدود ۵۰هکتار.
  • آکروپل : یک دژ دفاعی کوچک که در بلندترین نقطه ، گره اصلی ساختار حفاظت توده ی جمعیت را که به علت آبراه های شاوور به سوی غرب کشیده شده بود تشکیل می داد.

محل سکونت مردم عادی احتمالاً در فراسوی خندق شرقی بر مساحت حدود ۱۰۰تا ۲۰۰ هکتاری شهرصنعتگران گسترش یافته بود، ولی توضیح دقیق حدود و سازمان آن نیازمند مطالعات و کاوش های بیشتری است.

برآورد دقیق مساحت اشغال شده در دوران هخامنشی به راحتی امکان پذیر نیست زیرا اردوگاه ها می توانستند در دشت بی آنکه رد و نشانه ای برجای گذارند ، گسترش یابند.با فرض مساحتی ۳۰۰هکتار و تخمین تراکم شهرنشینی با میانگین بالا می توان جمعیت شوش را در این زمان حدود ۱۰۰هزار نفر برآورد کرد،که بیست الی سی هزار نفر همراه با نگهبانان در شهر شاهی سکونت داشتند.

آنچه در این زمان در بافت شهر شوش حائز اهمیت و توجه است تضاد و تفاوتی است که بین معماری مجتمع درباری به عنوان نماد قدرت سیاسی و توده ی نامنظم و پراکنده قرارگاه های فاقد مشخصات شهری وجود دارد. شاید هیچگاه در شوش این عدم توازن بین اقامتگاه شاهزادگان و درباریان با مسکن مردم ادی تا بدین حد مشخص نبوده است.

این امر خود بهترین نشان از سازمان تشکیلاتی دوره هخامنشی است.از یک سو ترکیب و بافت سنتی و مردمی مطابق با ویژگی های اقتصادی ،اجتماعی منطقه دیده می شود و از سویی دیگر یک دستگاه اداری مالی وجود دارد که نظارت سیاسی بر جامعه را تامین می کند.همزیستی بین این دو بافت ترکیبی به مثابه ی یک امر مسلم و قطع در حاکمیت و تسلط نظامی و سیاسی می نماید. ضمن همزیستی ،تفکیک و تمایز بافت این دو بخش غیر قابل انکار است.شهر شاهی در قسمت شرقی با خندق عمیقی انباشته از آب شاوور از بقیه شهر جدا شده است. گذر از این خندق تنها در یک نقطه آن یا یک پل یا برآمدگی زمین که در محور آن یک گذرگاه خاکی شیب دار به دروازه شهر می رسیده است، قرار داشت . این تنها دروازه ی افت شده از شهر است که از بنای مستطیل شکل به ابعاد ۱۸*۳۶متر از خشت خام و مستقل از هرگونه دیوار بیرونی ساخته شده است.

در ادامه به نظر می رسد شهر شاهی با برج و بارویی که دولافوا تصور کرده محصور شده باشد. البته جداره های تپه تقریباً به طور عمودی تراش داده شده اند و شیب محافظ تندی با ارتفاع حدود ۱۲متر به دست آمده بود که خود به تنهایی جنبه ی حفاظتی و تدافعی داشته است. به این ترتیب اقامتگاه شاه و درباریان روی صفه و ایوان مشرف و سلط بر دشت برپا شده بود . البته نقش این صفه بیشتر جلوه گر ساختن قدرت و توانایی شاهانه بود تا تامین یک دفاع نظامی و همین امر در مورد کاخ آپادانا درست است که صفه آن به بلندی ۱۵متر در بخشی به صورت دستی و مصنوعی در پای دژ استحکامی که با آبهای شاوور در سمت غرب امتداد یافته قرار دارد .

براساس آنچه از سازمان و تشکیلات شهری شوش در زمان هخامنشیان بدست آمده،توجه و مطالعه مشخصات کالبدی دستگاه عالی اداری –سیاسی جز از طریق مطالعه و بررسی آثار معماری رسمی و مکان تمرکز آن یعنی کاخ آپادانا تاسیسات مجاور و محدوده ی دفاعی آن میسر نیست. تبا عبور از برج و باروهای شهر شاهی ، در مدخل ورودی به محدوده ی تپه آپادانا دروازه ی قابل ملاحظه دیگری قرار دارد که ساختمان کوشک مانند مربعی به اندازه های ۲۴*۲۴متر بوده و راه ورودی به قصر را تعیین می کند. در فراسوی دروازه ها ،این راه ورودی که با خشت ام ساخته شده بود . با یک انحراف ۹۰درجه به سمت چپ ، بازدید کننده را به محور دروازه کاخ و پل متحرک منتهی به آن می برد.

این امر نظیر آنچه که در تخت جمشید دیده می شود، راه ورودی به آپادانا با قسمت های انحرافی با زاویۀ قایمه بود. بخش های انحرافی محورهای رفت و آمد نظیر نشانه های مشخص و ثابت از سازمان و تشکیلات فضایی معماری هخامنشی جلوه می کند.

پس از این دروازه، جهت ورود به مجموعه درباری دروازه تشریفاتی ساختمان آپادانا، به ابعاد ۳۰*۴۰ متر مربع قرار داشت که نقشه آن به صورت یک تالار مرکزی با چهار ستون بود. در دو طرف آن اتاقهای مستطیل شکل قرار گرفته بودند. در هر یک از اتاقها پلکانی مارپیچی دیده می شود که راه دسترسی به طبقۀ دوم یا بام می تواند باشد. کتیبۀ ستونها گویای آن است که دروازه به دستور داریوش بنا گردیده، و در همین بنا در اتاق جنوب غربی راهرو، مجسمۀ داریوش اول کشف شده است.

با عبور از دروازه ها، ساختمان های سلطنتی شوش آشکار می شوند. این ساختمانها به صورت یک تودۀ حجم یکپارچه جلوه گر بوده اما در واقع از دو بنای مستقل مجاور با عملکردهای متفاوت تشکیل شده اند. در قسمت جنوب غربی تپه، اقامتگاه و اندرون کاخ قرار داشته است و مربوط به زمان داریوش اول بوده، در سمت شمال شرقی تالار آپادنا قرار گرفته بود که توسط اردشیر دوم تعمیر و یا دوباره بنا گردید.

سطح بنای بخش اندرون کاخ نزدیک ۲۰هزار متر مربع و سطح آپادنا حدود ۱۰هزار مترمربع بوده است. تفاوت طوح انها بسته به عملکرد و نوع مصالح ساختمانی است.

در حالی که کاخ و اقامتگاه از آجرهای مخصوصی ساخته شده بودند ، مصالح آپادانا از مرمر است و بدلیل عملکرد خاصش ارتفاع آن بیشتر کاخ اندرونی می باشد .

شهر شوش در دوران سلوکیان

کاوش های انجام شده نشان می دهد که از دوره پس از هخامنشی و طی دوره  سلوکی(نیمه قرن چهارم ق.م تا نیمه قرن سوم ق.م) با نگرش به اهمیت شهر به عنوان مرکز تجاری و کشاورزی ، با توسعه شهری مواجه هستیم . از یک سو برخی از محله های شهر مانند محلاتی در شهر شاهی ساخته یا بازسازی شده و از سویی دیگر کاخ های هخامنشی بدون تغییری در آنها(حتی با تلاش در انطباق با ویرانی و خرابی که در بخش هایی از آنها بوده) باردیگر مورد سکونت قرار گرفته اند. در دوره سلوکی بازسازی مهمی در ساختمان کاخ صورت نگرفت و نشانی از انبار اشیای رسمی بازمانده نیز وجود ندارد که گویای کاربرد این ساختمان ها به عنوان بناهای اداری یا اقامتگاه های گروه حاکم بر شهر می باشد.

در میان ساختمان هایی که گیرشمن در شهر شاهی کاوش کرده است،ویلاهایی مربوط به دوره سلوکی پیدا شده است که به روشنی تاثیر سبک معماری یونانی را بر معماری شوش نشان می دهد.نمای یکی از این وبلاها ، دارای ستونهای تعبیه شده و تالارها و حیاط هایی بود که با ظرافت با آجر مفروش گشته اند. پشت بام ها، بوسیله ی سفال با لبه های گلویی یونانی موزون و هماهنگ با زوارهایی به شکل برگ نخل پوشیده شده اند. در واقع این ویلاها آمیزه ای از عناصر معماری بناهای هخامنشی و سبک معماری یونانی را القا می کنند. به اعتقاد بوشارلا، تعیین محل یک نقطه مهم و سکونت یونانی در قسمت برج بزرگ قلعه،در منتهی الیه جنوب شهر شاهی یا در کاخ ساسانی امکان پذیر است.فنون ساختمانی، بکارگیری دوباره عناصر معماری هخامنشی و تمرکز نبشته های یونانی نیز تائیدی بر حضور یونانیان در محل یاد شده می باشد چنانچه اصل این بنا نیز سلوکی می باشد،تصور جالبی از تطبیق تازه واردان یونانی ، در پایتخت از میان رفته هخامنشی ارایه می گردد.

یونانیان و تشکیلات اداری آنها، کاخ های پا برجای هخامنشی را اشغال نکرده، بلکه در منتهی الیه دیگر شهر ،برطبق فنون و اسلوب معماری هخامنشی ، به ساختمان سازی مبادرت  می ورزیدند.

شهر شوش در دوران اشکانیان

در دوران اشکانی نیز شهر شوش و اطراف آن رونق خاصی داشته و در حال گسترش بوده است. بیشتر نقاط قدیمی شهر که متروک شده بودند،مجدداً احیاء و مسکون شدند. خانه ها وسعت بیشتری یافته و مستحکمتر روی پی های عمیق ساخته شدند. تعداد زیادی از این ساختمان های جدید که در سطحی وسیع در شهر شاهی، تعداد کمتری در محل دروازه داریوش و تعدادی نیز در شهر پیشه وران پیدا شده اند که گویای گستردگی اشغال و سکونت در سطح محوطه باستانی شوش می باشد.

آثار و نشانه های بازمانده از منزل مسکونی در بیرون از برج و باروهای قدیمی دوره هخامنشی ناچیز و مختصر هستند. مانند دوران هخامنشی، فضای گورستان ها در ارتباط با فعالیت های صنعتگران نیز در نظر گرفته شده بود.

نحوه ساخت و ساز در این دوران تفاوتهایی با گذشته پیدا کرد. پوشش طاقی سقف سرداب های بزرگ در شهر پیشه وران حاکی از کاربرد سیستم سازه ای قوسی در این دوران می باشد.

 شهر شوش در دوران ساسانیان

در این دروان سیر قهقرایی شهر نسبت به دوره های گذشته محسوس و سبب شگفتی است. ساختمان ها از نظر کمیت رو به کاهش رفته و فنون و صنایع دچار فقر می گردند. با این همه بنای بزرگ مزین به نقاشی دیواری را در شهر شاهی که بنا بر فرضیه گیرشمن کاخ یا پرستشگاه میترا بوده است را متذکر شد.

در این ذوران از قرن سوم میلادی، آرامگاه های دسته جمعی ناپدید و قبرهای انفرادی ساده جایگزین آنها و همچنین محله های صنعتگران به درون دیوارهای حصار قدیمی باز می گردند. ساسانیان دیوارهای این حصار را با آجرهای دوره ی هخامنشی تعمیر کردند. اطلاعات بیشتر راجع به ساخت و ساز و نحوه گسترش شهر نیازمند کاوش های بیشتر می باشد، اما آنچه مسلم است از قرن چهارم میلادی به بعد خاموشی و زوال شهر  بدلیل حمله شاپور دوم از یک سو و اعتلا و گسترش سایر شهرهای دشت شوشان مانند شوشتر وجندی شاپور ، ازسویی دیگر چشمگیر است. این وضعیت ادامه می یابد تا اینکه در پایان دوران ساسانی در قرنهای ششم و هفتم .م. شوش دوباره به نحوی ارزش و اعتبار گذشته خود را بازیافته و تجدید حیات دوره اسلامی قدیم را اعلام می دارد.

شهر شوش در دوره اسلامی

اشغال شوش در دوره اسلامی ، در حدود شش قرن از سال ۶۳۸ میلادی تا قرن سیزدهم م. به طول انجامید. در طول این دوران با گسترش شوش روبرو هستیم به گونه ای که در قرن اول مساحت آن به چهار کیلومتر مربع می رسد. گسترش و توسعه شهر از آپادانا و شهرشاهی آغاز شده و نهایتاً پس از ترک و رهایی شهر شاهی وآپادانا در پایان قرن نهم ودهم میلادی در شهرپیشه وران که میدان خارق العاده اقتصادی قرن نهم شده بود، ادامه می یابد.تپه چهارم یعنی آکروپل نیز که از زمان هخامنشان کمتر اسکان یافته بود از طریق استحکامات و برج و باروی دژ آن از سوی شمال در دوره اسلامی بر دشت تسلط داشت.پیدا شدن سفالهای متاخر اسلامی متعلق به قرن چهارده و پانزدهم م. نیز حاکی از این امر است که بعد از متروک شدن شهر، این نقطه به صورت پناهگاه یا مسکن موقتی برای مردمان کم و بیش اسکان یافته به کار  رفته باشد در دوره ای نیز استقرار و سکونت در کناره غربی رودخانه شاوور نیز مشاهده شده است.

استقرار نخستین دوران اسلامی از آپادانا و شهرشاهی شروع شد. نخستین بناهای دوره اسلامی به طور مستقیم ، خواه با قرار گرفتن روی بناهای ساسانی خواه بصورت تعبیه شدن در آنها(مانند گرمابه اسلامی در آپادانا یا خانه های وسیع و بزرگ دوره عباسی) جانشین آثار ساسانی می گردند. در واقع این امر نشان از تداوم اشتغال و سکونت در طی دوران های قبل و بعد از اسلام در این دو تپه دارد.

تقریباً در همان زمان ، در نیمه دوم قرن هفتم بر روی تپه پیشه وران(صنعتگران)، در بخشی که آن زمان فاقد آبادی بود، شهر جدیدی در پیرامون مسجد، به عنوان پایگاه تجمع جدید سیاسی – مذهبی شکل گرفت. به اعتقاد گیلبر توسعه بافت مسکونی بر روی شهر شاهی و شهرصنعتگران و پوشیده شدن گودال بین این دو با منازل مسکونی ، دو تپه را به صورت یک شهر واحد اسلامی ، یا دست کم در قرون نهم و دهم درآورده است. بر اساس نوشته های تودلای از شوش دوره عباسی ، شهر که در این دو تپه به محله تجاری ثروتمند در شهر پیشه وران و بخش فقیرتر و قدیمیتر در شهر شاهی تقسیم شده بود ، پلی از روی انشعاب شرقی شاوور می گذشت،با هم مرتبط بودند. امروزه در این شعبه انحرافی شاوور آب جریان ندارد، ولی در زمان ایلامی، هخامنشی و دوران اسلامی، انحراف طبیعی شاوور برای جدا ساختن شهر از دشت یا از محوطه مسکونی مجاور مورد استفاده قرار می گرفته است.

با وجود ادامه سکونت در شهر شاهی ، تپه شهر پیشه وران به عنوان مرکز اصلی شهر دوران اسلامی درآمد.این شهر جدید اسلامی، احتمالاً برطبق نظریه ویتکمب،  در یک محدوده و حصار مربع شکل که به وسیله دیوار یا بدون ان مشخص گشته جای گرفته بود.

مطالعه عکسهای هوایی نیز گویای این امر است، بر این مبنا سازمان و تشکیلات شهر قدیم اسلامی متشکل از مجموعه ساختمان هایی محصور در قلعه ای مربع شکل به اضلاع ۴۰۰*۴۰۰ متر ، در فضایی به مساحت نزدیک به صد جریب، بود. ربع جنوب غربی شهر شامل سه عنصر اصلی مسجد،بازار در سه طرف و احتمالاً کاخ فرمانروا و حاکم بود. چنین نظم و ترتیبی وجه مشخصه تاسیسات نخستین اسلامی بوده که تصویری ویزه از شهرهای ایران در مجاورت شهرهای قدیمتر ساسانی رشد و گسترش یافت.

علیرغم تراکم ساختمانی و بافت مسکونی شهر اسلامی تپه پیشه وران ، تنها یک یا چند شریان اصلی ارتباطی به تشکیلات سازمانی شهر شکل می داد.بدین منظور شاید بررسی فرضیه گیرشمن در مورد یک شریان اصلی ارتباطی که سراسر محوطه باستانی را در مینوردیده و یک پیوند مهره دار اصلی را برای شهر تدارک می دیده بی فایده نباشد. این محور شاید محور شمال غربی- جنوب شرقی با جهت ده درجه شرق نسبت به شمال باشد مه از دروازه هخامنشی شهر شاهی منطبق برپل پیشنهادی تا به شهر پیشه وران ادامه یافته است و از فاصله حدود دویست و پنجاه متری جنوب مسجد عبور می کند.

مسجد جامع به عنوان اصلی ترین مرکز شهراسلامی، به شکل مربعی چهارگوش به ضلع صد است. این مسجد که در سال ۶۹۳ م . بنا نهاده شد، فعال ترین مسجد به صورت بنایی درونگرا با حیاط مرکزی و مشابه نقشه مساجدی که بعدها عربی نام گرفت می تواند به عنوان قدیمی ترین مسجد ایران(نیمه اول قرن اول هجری ) بشمار آید. در دورن بازار شهر که مسجد را احاطه کرده بود، بنایی دیگر نیز کاوش شده است که کروران و ویتکمب، آن را یک خانقاه می شمارند.

خانقاه در قرن چهارم هجری(دهم میلادی) در نزدیکی مسجد، بصورت نیمه تمام رها و متروک ماند.طرح آن نیز مانند مسجد درونگرا بوده که حیاط درونی ان توسط اتاق ها احاطه شده بود.

از بازمانده های مجموعه های صنعتی دوران اسلامی شوش می توان به کارخانه شکر سازی اشاره کرد که در ساحل راست رودخانه شاوور قرار گرفته و تا قرن شش هجری (دوازده میلادی) به کار خود ادامه می داده است. ارتفاع بسیار کم این اراضی ،طیبعت و کیفیت باتلاقی محل، بسط و گسترش شهر را از این سمت چندان امکان پذیر نمی ساخت. لذا موقعیت کارخانه با توجه به عدم توسعه شهری در این ناحیه، مجاورت با مزارع نیشکر و آب رودخانه شاوور و استفاده از آهک موجود در پایه ستون های هخامنشی شاوور قابل توجیه است.

صرفنظر از کاربری های خاص شهر شوش ، اطلاعات بیشتری نسبت به دوره های قبل، از بافت مسکونی آن در دسترس است. بافت شهری به صورت بافت متراکمی متشکل از بناهای درونگرا است که درآن شبکه های ارتباطی به راحتی تشخیص داده نمی شود. بجز در یک مورد اتصال شهر شاهی به شهر پیشه وران که درآنجا یک خیابان  مرکزی بر محور شمال غربی/جنوب شرقی مشخص شده است، شبکه ارتباطی مشخص، منظم و از پیش طراحی شده ای کاوش نگردیده است. شاید این امر از این جنبه حقیقت داشته باشد که خیابان های به طور طبیغی در امتداد مسیر شبکه آب و دفع آب گسترش یافته اند.کشف علائم مجاری آب در مسیرها نیز گویای این امر می باشد.

جهت گیری کلی بافت مسکونی در هر دو تپه شهر شاهی و شهر پیشه وران یکسان و در امتداد زاویه ای ده درجه به سوی مشرق نسبت به شمال جغرافیایی ،هماهنگ با جهت کاخ هخامنشی است. البته مسجد با جهت گیری خاص نسبت به قبله به طور متمایزی از بافت شهری مشخص شده است، اما جهت خانقاه به طور محسوس همان جهت بافت شهری است و منتهی نامنظم و بی قاعده شمال غربی این ساختمان دقیقاً بازتاب دهنده ی امتداد بافت ترکیبی در این جهت است.

تیپولوژی خانه ها نظیر فضاهای عمومی مسجد و خانقاه به صورت دورنگرا بود که درآن خانه ها گرداگرد یک حیاط مرکزی شکل بودند. بافت شهری به گونه ای مرکب از خانه های بزرگ و خانه های کوچکتری بود که به طور نامنظم در اطراف آنها قرار داشتند. در کاوش های انجام گرفته با توجه به کف سازی های یکسان آجرفرش حیاط ها و اتاق ها ، امکان تفکیک و تمییز فضاها به آسانی ممکن نبود.

شهر شوش در عصر حاضر

استقرار و سکونت در شهر پیشه وران تا قرن هفتم و هشتم هجری (سیزده و چهارده میلادی) ادامه یافت و پس از آن رو به زوال و نابودی رفت به گونه ای که در آغاز قرن بیستم میلادی تنها سه ساختمان در شهر شوش وجود داشت: آرامگاه دانیال(ع)،امامزاده ای واقع در۷۵۰ متری شمال و  قلعه  هیات باستان شناسی که بر روی تپه آکروپل ساخته شده بود. بتدریج از آغاز دهه چهل شمسی با توجه به تبدیل شوش به نقطه ای جاذب جمعیت، ارایه دهنده خدمات شهری، بافت کالبدی کنونی شهر در بین رودخانه و محوطه باستانی که غیر مسکونی ثبت شده بود) در امتداد رودخانه گسترش یافت. رشد بافت شهری بیشتر به سمت شمال و جاده اهواز – اندیمشک و کمتر به سمت جنوب شهر انجام گرفت.

پس از انقلاب، محله هایی نیز در غرب رودخانه شاوور ساخته شدند، این محلات اکنون در حال گسترش و نوسازی اند و هسته های مناطق بزرگ شهری آینده در غرب شاوور را تشکیل می دهند.

منابع

[۱] – دشت محدود به تپه های دزفول از شمال، هفت تپه از جنوب ، رد کارون از غرب و رود کرخه از شرق.

[۲] – عزت الله نگهبان: شوش یا کهنترین مرکز شهر نشینی جهان، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۵، ص ۱۷٫

[۳] – ژنوییه دلفوس : ” اشغال شوشان در هزارۀ پنجم و آغاز هزارۀ چهارم ق.م”، ترجمه هایده اقبال ، شوش و جنوب غرب ایران ، تاریخ و باستان شناسی، زیر نظر ژان پرو و ژنوییه دلفوس، تهران مرکز نشر دانشگاهی و انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران، ۱۳۷۶،ص ۱۳۸٫

[۴] – فرانک هول:” سازمان و تشکیلات جامعۀ شوشان ، دوره نگاری پراکندگی محوطه های باستانی”ترجمه هایده اقبال،، شوش و جنوب غرب ایران ، تاریخ و باستان شناسی، زیر نظر ژان پرو و ژنوییه دلفوس، تهران مرکز نشر دانشگاهی و انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران، ۱۳۷۶،ص ۱۵۱٫

[۵] – هنری رایت و گریگوری جانسون جانسون: ” دورنماهای منطقه ای توسعه ایالتی در جنوب غربی ایران”، ترجمه هایده اقبال،، شوش و جنوب غرب ایران ، تاریخ و باستان شناسی، زیر نظر ژان پرو و ژنوییه دلفوس، تهران مرکز نشر دانشگاهی و انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران، ۱۳۷۶،ص ۱۵۹٫

[۶] – رمی بوشارلا : ” شوش، بازار کشاورزی یا منزلگاه بازرگانی عمده شوش و شوشان در دورۀ امپراتوریهای بزرگ”، ترجمه هایده اقبال،، شوش و جنوب غرب ایران ، تاریخ و باستان شناسی، زیر نظر ژان پرو و ژنوییه دلفوس، تهران مرکز نشر دانشگاهی و انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران، ۱۳۷۶،ص ۲۲۷٫

[۷] – رمی بوشارلا : ” شوش، بازار کشاورزی یا منزلگاه بازرگانی عمده شوش و شوشان در دورۀ امپراتوریهای بزرگ”، ترجمه هایده اقبال،، شوش و جنوب غرب ایران ، تاریخ و باستان شناسی، زیر نظر ژان پرو و ژنوییه دلفوس، تهران مرکز نشر دانشگاهی و انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران، ۱۳۷۶،ص ۲۲۹٫

[۸] – کلر هاردی گیلبر:” سهمی در تحلیل بافت شهری شوش از قرن نهم به بعد” ترجمه هایده اقبال،، شوش و جنوب غرب ایران ، تاریخ و باستان شناسی، زیر نظر ژان پرو و ژنوییه دلفوس، تهران مرکز نشر دانشگاهی و انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران، ۱۳۷۶،ص ۲۶۹٫

[۹] – دونالد ویتکمب: باستان شناسی اسلامی در شوش “، ترجمه هایده اقبال،، شوش و جنوب غرب ایران ، تاریخ و باستان شناسی، زیر نظر ژان پرو و ژنوییه دلفوس، تهران مرکز نشر دانشگاهی و انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران، ۱۳۷۶،ص ۲۴۲٫

x

شاید بپسندید

سیر تحول آبرسانی در دوره هخامنشیان

در تمدن باستان ایران،مصرومیانرودان آب را در آب انبارها، با جدارهای غیرقابل نفوذ ذخیره مینمودند.

مناطق دوزبانه خوزستان

مهارتهای کلاس داری

آشنایی با مهارتهای کلاس داری و شیوه‎های تدریس نوین

مناطق دوزبانه خوزستان

نگاهی به مسائل آموزشی کودکان دوزبانه خوزستان

اصطلاح آموزش دو زبانه ، این روزها آهنگ ضربان قلب مردم را ناخودآگاه سرعت بخشیده است